اخلاط چهار گانه، سردی و گرمی

طب قدیم ایران بر اساس طب یونانی  و بر پایه اخلاط چهار گانه بنا شده است.

بقراط پدر علم طب عقیده داشت که خون از چهار قسمت مختلف تشکیل می شود، علت اعتقاد او این بود که هنگامی که خون را در ظرف شیشه ای می ریخت چهار قسمت مجزا در آن قابل تشخیص بود که قسمت فوقانی آن کف بوده و وی آنرا صفرا ، قسمت قرمز رنگ آنرا خون ، قسمت سفید رنگ آن بلغم و یک مایع زرد رنگ که در قسمت تحتانی ظرف رسوب می کند و سنگین است را سودا نام نهاد.

شیخ الرئیس ابوعلی سینا که در غرب او را پرنس علم طب می خوانند طب ایرانی را بر پایه اخلاط چهار گانه بنا نهاد . او این اخلاط اربعه را به اخلاط اولیه و ثانویه تقسیم کرد. طب ایرانی آنقدر پیشرفت کرد که تا دروازه های اروپا رسید و حتی کتابهای طبی ابن سینا تا قرن هجدهم در دانشگاههای مهم اروپا تدریس میشد و تنها منبع مطالعه علم طب بود.

قدما معتقد بودند که مدار وجود کائنات و عالم هستی و جهان بر چهار عنصر استوار است، و این عناصر را امَهات اربعه، امَهات سفلی ، چهار مادر، چهار مایه و یا چهار طبیعت می نامیدند، عناصر اربعه همان آب ، آتش ، هوا و خاک می باشد. خاک و آب را عناصر ثقلیه و هوا و آتش را عناصر خفیفه نامیده اند این عناصر پایه و بنای همه چیز در قدیم بود و حتی صوفی ها این چهار عنصر را به چهار نفس تشبیه کرده اند به این صورت که آتش را نفس اماره، باد را نفس لوامه، آب را نفس ملهمه، و خاک را نفس مطمئنه نامگذاری کرده اند.

دانشمندان قدیم اعتقاد داشتند که هر چه در طبیعت وجود دارد دارای خواص یکی از این چهار عنصر می باشد، مثلا هر ماده ای می تواند گرم و تر یا گرم و خشک یا سرد و خشک باشد رابطه بین اخلاط چهارگانه و عناصر اربعه را می توان بصورت زیر نشان داد:

خون=هوا=گرم و تر=رنگ پوست سرخ= رنگ ادرار سرخ

بلغم=آب=سرد و تر=رنگ پوست سفید= رنگ ادرار سفید

صفرا=آتش=گرم و خشک= رنگ پوست زرد= رنگ ادرار زرد

سودا=خاک=سرد و خشک=رنگ پوست تیره= رنگ ادرار تیره و سیاه

پس این چهار عنصر به وسیله چهار نوع انرژی که عبارتند از: نور، حرارت، رطوبت و یبوست (خشکی) خود را نشان می دهند. اخلاط چهارگانه باید در بدن به حالت تعادل باشند و اگر از حالت تعادل خارج شوند انسان بیمار می شود. در حالت طبیعی مقدار بلغم باید یک ششم خون، صفرا یک سی و ششم خون و مقدار سودا یک چهل و هشتم خون باشد. البته همیشه یکی از این اخلاط بیشتر از مقدار گفته شده است و بنابراین اشخاص دارای شخصیت های گوناگون و مربوط به آن خلط خواهند بود. پس افراد به چهار دسته زیر تقسیم می شوند:

خونی یا دموی مزاج

صفرایی مزاج

بلغمی مزاج

سودائی مزاج

این تقسیم بندی تا اوایل قرن بیستم مورد قبول پزشکان بود تا اینکه طب مدرن بجای تقسیم بندی افراد که یک روش طبیعی و صحیح بود ، بیماری ها را دسته یندی کرد و بدن را تکه تکه نمود و هر قسمت را در حیطه اقتدار یک متخصص قرار داد. طب قدیم انسان را بر اساس رابطه بین تن و روان در نظر می گرفت و عوارض بیماری ها را که عبارتند از تغییر رنگ زبان ، چشم و صورت ، ادرار و مدفوع در نظر گرفته و با کمک گرفتن نبض ، بیماریها را تشخیص داده و با تجویز غذا در مرحله اول و سپس گیاه و ادویه در مرحله دوم بیمار را معالجه می کردند. بطور کلی طبیب باید بفهمد که کدامیک از اخلاط در بدن غلبه کرده و زیاد شده است. بعنوان مثال:

اگر رنگ صورت و چشم و زبان مریض قرمز است، خون در وجود او غلبه کرده و چون طبیعت خون گرم و تر است بنا بر این باید با ضد آن، که ماده ای سرد و خشک می باشد بیمار را معالجه کرد.. یعنی گرما و تری را از بدن خارج نمود و این عمل را میتوان با خوردن سرکه انجام داد.

اگر رنگ صورت و چشم و زبان زرد باشد ، مقدار صفرا در بدن زیاد شده و چون طبیعت صفرا گرم و خشک است باید با غذا و گیاهان سرد و تر مانند آلو بدن را متعادل کرد.

همچنین است که اگر رنگ صورت و چشم سفید است و زبان هم بار سفید داشته باشد بلغم در بدن غلبه کرده است و چون طبیعت آن سرد و تر است بنابراین دوای مریض ماده ای است که گرم و خشک باشد مانند : فلفل.

اگر رنگ صورت و زبان و چشم تیره و کدر یعنی مایل به سیاهی باشد مقدار سودا در بدن زیاد شده و چون طبیعت سودا سرد و خشک است باید مریض را با مواد گرم و تر مانند روغن و عسل درمان کرد.

 

سردی و گرمی:

یکی از مهمترین مسائلی که در طب قدیم ایران رعایت می شده است مساله سردی و گرمی است که در طب هندی و یونانی نیز وجود دارد. بطور کلی غذای گرم غذایی است که سوخت .و ساز بدن را تسریع کرده و درجه حرارت بدن را بالا می برد. بر عکس غذای سرد غذایی است که سوخت و ساز بدن را کند کرده و درجه حرارت  بدن را پایین می آورد . البته این به این معنی نیست که با خوردن غذای گرم حس کنیم که درجه حرارت بالا رفته ، بلکه تغییر درجه حرارت بسیار کمتر از آن است که حس شود. همانطور که گفته شد چهار خاصیت گرمی، سردی، تری و خشکی وابسته به اخلاط چهارگانه و عناصر چهارگانه می باشد و این خواص در غذاها و مواد دیگر نیز وجود خواهد داشت. این اخلاط در بدن از هضم و شکسته شدن غذاها بوجود می آیند. سیستم هضم مانند یک آشپزخانه است که در آن غذا پخته و برای جذب آماده می شود.

جویدن غذا و مخلوط کردن آن با آنزیم های مختلف مقدار زیادی حرارت ایجاد می کند . سیستم هضم، غذا را کاملا تغییر داده و پس از معده،غذا به روده کوچک می رود که در آنجا با انزیم های متعدد مخلوط شده و سپس وارد کبد می شود. جگر یا کبد تقریبا هزار نوع آنزیم می سازد که بشر تا کنون بیش از 30 تای آن را کشف نکرده است .

هنگامی که غذا هضم و جذب می شود قسمت مغذی و اولیة آن تبدیل به خون شده و وارد قلب و رگها می شود. دومین قسمت بلغم است که خلط، آب دهان، اسید معده و شیرة روده از آن ساخته می شود. سومین قسمت از هضم غذا،  صفرا است که وارد رودة کوچک می شود و آخرین قسمت سودا است که وارد طحال شده و با بلغم مخلوط می گردد مقدار سودا باید از بقیه اخلاط کمتر باشد.

نقل از وبلاک معجزه سبز - اردیبهشت 1393

/ 1 نظر / 35 بازدید
گل همیشه بهار

جالبه ولی من به طب سنتی اعتقاد ندارم چون هیچوقت نتیجه نگرفتم[سوال]